برترین وبلاگ ها

معرفی برترین وبلاگ ها

برترین وبلاگ ها

معرفی برترین وبلاگ ها

بررسی انواع کم شنوایی از جمله وزوزگوش و استفاده از سمعک را در این مقاله به طور مفصل توضیح می دهیم

۱۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قیمت سمعک» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

بر طبق انتظار، زمان‌های نهفتگی ABR به طور کلی، در بزرگسالان از نوزادان بیشتر بود.

مقادیر زمان نهفتگی موج V، (در 60dBnHL)، به طور متوسط 0.59 میلی‌ثانیه بزرگتر از مقادیر AC در بزرگسالان و 0.67 میلی‌ثانیه بزرگتر از مقادیر AC در نوزادان 0.67 میلی‌ثانیه بود. یافتة جالب دیگر، همگرایی مقادیر زمان نهفتگی موج V در بزرگسالان در مقابل کودکان توام با کاهش شدت تنها در محرک AC و نه در BC بود.

به این معنی که، عملکردهای شدت – زمان نهفتگی در BC ،در نوزادان و بزرگسالان موازی بود.

در محرک AC تفاوت زمان نهفتگی موج V بین بزرگسالان و نوزادان معادل 0.58 میلی‌ثانیه در سطوح شدتی بالا وجود داشت، اما یک تفاوت بین بزرگسالان و نوزادان تنها به اندازة 0.08 میلی‌ثانیه در 20dBnHL دیده شد.

این نویسندگان، به اهمیت تفاوتهای امپدانس جمجمه بین بزرگسالان و نوزادان به عنوان عاملی سمعک زیمنس اکسپرینس در ارزیابی BC- ABR اشاره کردند. در مقابل، Gorga و همکاران (1993) عملکردهای موازی شدت – زمان نهفتگی برای موج V در بزرگسالان (n=20) در مقابل نوزادان (n=1120) در گسترة 20 تا 80 dBnHL پیدا کرد، و شواهد کاملی ارائه کرد که این دو نوع تحریک را می‌توان با اطمینان و به صورت کلینیکی مقایسه کرد.

شواهد کلینیکی وجود دارد که ارزیابی BC- ABR می‌تواند در غلبه به معضل ماسکینگ در ارزیابی شنوایی تن خالص رفتاری حتی در بیماران با ماکزیمم کاهش شنوایی انتقالی ناشی از آترزی کانال، مفید باشد.

توجیه اصلی این کاربرد کلینیکی، این است که موج I مشاهده شده با الکترودی که روی گوش یا در کنار گوش مورد تحریک قرار گرفته، دخالت گوش مورد تحریک را، صرفنظر از اینکه پوشش به گوش غیر آزمایشی ارائه شده است، تایید می‌کند. آنالیز موجی که به صورت همزمان با الکترود روی گوش مقابل، ثبت گردیده نیز مفید خواهد بود. اگر در موج دگرسویی، هیچ قله‌ای، در مقایسه با موج I همان سویی وجود نداشت (در همان منطقة زمان نهفتگی) می‌توان اطمنان بیشتری داشت که جزء همان‌سویی یافته شده، همان موج I، ABR است. الگوی ویژة امواج ABR توام با این دو آرایش الکترودی برای تحریک BC در تصویر 6.6 نمایش داده شده است.

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

Poth و همکاران (2001)، استفاده از نویز عرض باند (BBN) را همراه با فواصل سکوت بعنوان محرک در تحقیق در مورد پردازش زمانی در ABR، توصیف کردند.

مطالعة الکتروفیزیولوژیک gap detection با noise burst ادامة تجربیات کلینیکی انجام شده در مدل‌های متفاوت حیوانی بود. محرک عبارت بود از noise burstهای عریض باند، 50 میلی‌ثانیه‌ای که با یک دورة سکوت که دیرش آن از 4 تا 64 میلی‌ثانیه تفاوت می‌کرد، همراه می‌شد. این محرک، قابل مقایسه با محرکی است که در ارزیابی سایکوفیزیکی «وضوح زمانی» به کار می‌رود.

Poth و همکاران (2001)، گزارش کردند که دامنه‌های ABR کاهش یافت و در گروهی از افراد مسن‌تر (بیش از 60 سال)، درصدی از افراد که پاسخهای قابل اندازه‌گیری داشتند، تقلیل یافت. به عبارت دیگر فواصل سکوت طولانی‌تری برای ایجاد ABR طبیعی در افراد پیرتر، لازم بود.

 

«تحریک Stacked ABR»

دکتر Don و همکارانش در انستیتو گوش هاوس، روش Stacked ABR را به منظور تشخیص ضایعات ورای حلزونی بویژه تومورهای آکوستیک کوچک با دقت و حساسیت بیشتر نسبت به محرک مرسوم کلیک، ایجاد کردند. این روش، نتیجة تحقیقات قبلی در مورد تاثیرات، پوشش بالاگذر همان سویی بر «زمانهای پاسخ حلزونی» یعنی فاصلة موج در حال حرکت و سرعت آن، در طول غشای قاعده‌ای بود. توصیف روش Stacked ABR را به صورت منطقی می‌توان در مورد عوامل تحریک، در فصل بعدی در روش آنالیز ABR ملاحظه کرد. (فصل 8) یا حتی، در خلاصه کاربردهای کلینیکی ABR در گروههای بزرگسال آن را دید (فصل 10) در ادامه، مروری بر روشهای کسب پاسخ از مناطق فرکانسی مختلف که در روش Stacked ABR به کار رفته خواهیم داشت.

عملکرد کلینیکی روش Stacked ABR در پاتولوژی شنوایی ورای حلزونی، و فروش سمعک دیگر عناوین کلینیکی، (مثلاً بیماری منییر) در فصل 10 توضیح داده شده است.

برای توجه کامل‌تر به روشهای derived – band در ABR Stacked جهت اطمینان از اینکه محرک، وابسته به فرکانس است، خواننده می‌تواند اطلاعات مفیدی در مورد استراتژی‌های پوشش همان سویی را در مقدمة فصل 8 بیابد.

محرک کلیک، که برای برانگیختن ABR به کار می‌رود، شامل انرژی در یک منطقة وسیع فرکانسی است، لیکن پاسخ، اغلب توسط فعالیت مربوط به محرک، در مناطق فرکانس بالای حلزون و بالطبع رشته‌های آوران عصب شنوایی که این مناطق را عصب دهی می‌کنند، ایجاد می‌شود.

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

Poth و همکاران (2001)، استفاده از نویز عرض باند (BBN) را همراه با فواصل سکوت بعنوان محرک در تحقیق در مورد پردازش زمانی در ABR، توصیف کردند.

مطالعة الکتروفیزیولوژیک gap detection با noise burst ادامة تجربیات کلینیکی انجام شده در مدل‌های متفاوت حیوانی بود. محرک عبارت بود از noise burstهای عریض باند، 50 میلی‌ثانیه‌ای که با یک دورة سکوت که دیرش آن از 4 تا 64 میلی‌ثانیه تفاوت می‌کرد، همراه می‌شد. این محرک، قابل مقایسه با محرکی است که در ارزیابی سایکوفیزیکی «وضوح زمانی» به کار می‌رود.

Poth و همکاران (2001)، گزارش کردند که دامنه‌های ABR کاهش یافت و در گروهی از افراد مسن‌تر (بیش از 60 سال)، درصدی از افراد که پاسخهای قابل اندازه‌گیری داشتند، تقلیل یافت. به عبارت دیگر فواصل سکوت طولانی‌تری برای ایجاد ABR طبیعی در افراد پیرتر، لازم بود.

 

«تحریک Stacked ABR»

دکتر Don و همکارانش در انستیتو گوش هاوس، روش Stacked ABR را به منظور تشخیص ضایعات ورای حلزونی بویژه تومورهای آکوستیک کوچک با دقت و حساسیت بیشتر نسبت به محرک مرسوم کلیک، ایجاد کردند. این روش، نتیجة تحقیقات قبلی در مورد تاثیرات، پوشش بالاگذر همان سویی بر «زمانهای پاسخ حلزونی» یعنی فاصلة موج در حال حرکت و سرعت آن، در طول غشای قاعده‌ای بود. توصیف روش Stacked ABR را به صورت منطقی می‌توان در مورد عوامل تحریک، در فصل بعدی در روش آنالیز ABR ملاحظه کرد. (فصل 8) یا حتی، در خلاصه کاربردهای کلینیکی ABR در گروههای بزرگسال آن را دید (فصل 10) در ادامه، مروری بر روشهای کسب پاسخ از مناطق فرکانسی مختلف که در روش Stacked ABR به کار رفته خواهیم داشت.

عملکرد کلینیکی روش Stacked ABR در پاتولوژی شنوایی ورای حلزونی، و فروش سمعک دیگر عناوین کلینیکی، (مثلاً بیماری منییر) در فصل 10 توضیح داده شده است.

برای توجه کامل‌تر به روشهای derived – band در ABR Stacked جهت اطمینان از اینکه محرک، وابسته به فرکانس است، خواننده می‌تواند اطلاعات مفیدی در مورد استراتژی‌های پوشش همان سویی را در مقدمة فصل 8 بیابد.

محرک کلیک، که برای برانگیختن ABR به کار می‌رود، شامل انرژی در یک منطقة وسیع فرکانسی است، لیکن پاسخ، اغلب توسط فعالیت مربوط به محرک، در مناطق فرکانس بالای حلزون و بالطبع رشته‌های آوران عصب شنوایی که این مناطق را عصب دهی می‌کنند، ایجاد می‌شود.

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

ABR با یک noise burst اولیه با دیرش بزرگتر از 15 ms برانگیخته می‌‌شود، و سپس در طی چند میلی ثانیه دومین noise burst به عنوان محرک برای ABR دوم ارائه می‌شود. فاصلة سکوت (gap) معمولاً در گسترة 0 MS تا بیش از 100 ms، ممکن است متفاوت باشد.

یک فرض اولیه، در مورد اندازه‌گیری gap detection این است که ABR متعلق باتری سمعک ویدکس به دومین noise burst اگر، فاصلة سکوت کاملاً توسط سیستم شنوایی پردازش شده باشد، (یعنی اینکه gap برابر با فاصلة لازم برای وضوح زمانی است یا بیشتراز آن است) تغییر نخواهد کرد. داده‌های هنجار، برای ABR برانگیخته شده توسط noise burst که پس از noise burst دیگر ارائه شده (یعنی آستانة gap detected نرمال تعریف شده) جمع‌آوری شده‌اند.

تغییرات در زمان نهفتگی موج V، یا عدم وجود ABR، برای محرکی که پس از یک فاصلة سکوت که توسط افراد طبیعی قابل تشخیص است یعنی دیرش gap برای عدم تداخل با ABR به اندازة کافی طولانی است، همراه با نقائصی در پردازش شنیداری زمانی است.

تغییرات طبیعی در ABR با دیرش‌های کوتاه‌تر gap شامل طولانی‌شدن زمان نهفتگی و کاهش دامنه می‌شود. در افراد جوان نرمال با دیرش gap به کوتاهی، 8 میلی‌ثانیه، یک ABR قابل تشخیص وجود دارد، در حالیکه هنگامیکه gap silent، به کوتاهی 4 میلی‌ثانیه است، ممکن است ABR حضور نداشته باشد.

Werner و همکاران، کاربرد ABR در ارزیابی الکتروفیزیولوژیک پردازش زمانی، با روش gap detection، را مورد تحقیق قرار دادند. افراد مطالعة آنها 33 فرد جوان و 30 نوزاد بودند، از این 30 نوزاد، 10 نوزاد سه ماهه و 20 نوزاد شش ماهه بودند، محرک، یک جفت نویز 15 میلی‌ثانیه‌ای عریض باند بود، که با فاصله‌های سکوت، از 0 تا 125 میلی‌ثانیه از هم جدا می‌شدند. در یک تجربه، Werner و همکاران (2001) دریافتند که آستانة gap detection با ABR (2.4ms) به صورت معدل با آستانه‌هایی که از طریق، روش‌های مرسوم سایکوفیزیکی به دست می‌آمد برابر بود (2.9 ms). در تجربة دیگر، محققین این کار را در افرادی با کاهش شنوایی فرکانس بالای شیبدار و آستانه‌های gap detection (آستانه‌های طولانی‌تر، برای فواصل سکوت) را با ABR (12.7ms) و روش‌های سایکوفیزیکی (10.7 ms) به دست آوردند. در مقابل، داده‌هایی که از نوزادان ثبت شد، تفاوتی را در آستانه‌های gap detection در ارزیابی با روشهای فیزیولوژیک و سایکو فیزیکی نشان داد. وضوح زمانی Temporal Resolution در نوزادان نابالغ بود. (فواصل سکوت طولانی‌تری برای تشخیص لازم بود). این داده‌ها با روش‌های سایکوفیزیکی به دست آمد، در حالیکه، افزایش سن، بر آستانة gap در ABR تاثیر نگذاشت. مطابق نظر Werner و همکاران، (2001)، این یافته‌ها «پیشنهاد می‌کنند که عدم بلوغ در سطح ساقة مغز، مسئول عملکرد تشخیص فاصله gap detection ضعیف در آنها نیست!»

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

این نشان می دهد ه اطلاعات بدست آمده از چندین هامونیک در تعیین نواک پایین ترکیب یا در هم ادغام می شوند. این کار می تواند به منجر به تشخیص صریح نواک شود. تغییرات در میزان تکرار که حدود 0.2 درصد است قیمت سمعک نامرئی می تواند برای فرکانس های اساسی در محدوده ی 100 تا 400 هرتز اتفاق بیفتند به شرطی که هامونیک های پایین وجود داشته باشند. نواک یک تن پیچیده ممکن است از هامونیک های نامنظم بالا نیز استخراج شود. همانطور که در تصویر 13.18 نشان داده شده است، شکل موج ها در جاهایی از پردهی اصلی که مربوط به هامونیک های بالا هستند، پیچیده هستند اما میزان تکراری برابر با صدای فرکانس اساسی دارند یعنی 200 هرتز. برای نورون های CF که مربوط به هامونیک های بالا هستند، تکانه های عصبی توسط بالاترین اوج شکل موج برانگیخته می شوند یعنی توسط شکل موج های بالا که بسیار نزدیک به حالت ماکسیمم هستند. بنابراین، تکانه های عصبی توسط زمان های دوره ای صدا از هم جدا می شوند. برای مثال، در تصویر 13.18 ورودی دارای میزان تکرار 200 دور در هر ثانیه است و دوره 5ms است. فواصل زمانی بین سنبله عصبی به صورت مضربی صحیح از 5و10و15و20و... تعیین می شود. نواک ممکن است از طریق این فواصل زمانی تعیین شود. در این مثال، فواصل زمانی مضربی از 5ms هستند بنابراین، نواک 200 هرتز است.

شواهد تجربی نشان می دهند که نواک می تواند هم از هامونیک بالا و هم هامونیک پایین استخراج شود. معمولا، هامونیک پایین، نواک پایین واضحی را ارائه می دهد و در تعیین نواک پایین بسیار مهم تر از هامونیک های نامنظم بالا است. این امر را اصل غالب می گویند. وقتی یک تن پیچیده دارای هامونی های زیادی است، نواک معمولا با گروه کوچکی از هامونیک های پایین تعیین می شود. همچنین، پردازش این تغییرات در میزان تکرار تن های پیچیده برای تن هایی بهتر است که تنها دارای هامونیک های پایین هستند تا بالا.

با این حال، نواک پایین می تواند هنگامی که تنها هامونیک های بالای نامنظم وجود دارند شنیده شوند. اگرچه، این نواک به وضوح وقتی نیست که هامونیک پایین داشته باشیم، اما به اندازه کافی واضع است که این امکان را به ما بدهد تا فواصل موسیقیایی و ملودی های ساده را تشخیص دهیم.

عده ای از محققان نظریه هایی را مطرح کرده اند که مکانیسم های مکانی و زمانی نقشی در آن ایفا می گنند که به آن نظریه ی طیفی-زمانی می گویند. این نظریه ها فرض را بر این می گذارند که اطلاعات هامونیک های پایین و بالا در تعیین نواک موثر هستند. مکان اولیه تحلیل در حلزون گوش صورت میگیرد و الگوی زمان خوشه های عصبی که برانگیخته می شوند مورد بررسی قرار میگیرند.

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

صامِت ، هَم‌خوان یا حرفِ بی صدا آوایی است که به تنهایی تلفظ نمی‌شود و به هنگام تولید (در گذر از اندام‌های گویایی) به مانع برخورد می‌کند و در نتیجه آوای تازه‌ای به آن افزوده می‌شود  . صامت صدایی  است که با بسته شدن کامل یا جزئی از مجرای صوتی قیمت سمعک نامرئی فوقانی ایجاد می‌گردد، مجرای صوتی فوقانی به قسمتی از مجرای صوتی گفته می‌شود که بالاتر از حنجره قرار دارد.

 زبان فارسی 23 صامت دارد که عبارتند از:

ء (ع) - ب - پ - ت (ط) - ج - چ - خ - د - ر - ز (ذ ، ظ ، ض) - ژ - س (ث ، ص) - ش - ق (غ) - ف - ک - گ - ل - م - ن - و - ه - ی.

حرف‌های قراردادی که برای همخوان‌های زبان فارسی نهاده شده‌است :

ب (انفجاری، انسدادی)

پ (انفجاری، انسدادی)                         ت، ط (انفجاری)

ث، س، ص (سایشی)                           ج (انفجاری)

چ (انفجاری)                                      ح، هـ (سایشی)

خ (سایشی)                                        د (انفجاری)

ذ، ز، ض، ظ (سایشی)                            ر (غلتان)

ژ (سایشی)                                         ش (سایشی)

ع، ء (همزه)، الف (انفجاری)                     غ، ق (انفجاری)

ف (سایشی)                                       ک (انفجاری)

گ (انفجاری)                                      ل (روان)

م (خیشومی)                                       ن (خیشومی)

و (سایشی)                                         ی (روان)

همخوانهایی که در سطح گفتار روزمره شنیده می­شوند که فرکانس بالا و شدت متوسط دارند توسط واکه­ها یا اصوات کم فرکانس یا اصوات مدوله شده منتقل می­شوند. بعبارتی واکه­ها حس فرکانس و طنین را در همخوانها بوجود می­آورند زیرا صدای س که به صورت جریان های سایشی از فواصل دندانها تولید می­شود اگر با واکه­ اِ همراه باشد بعنوان صدای سِ شنیده می­شود و به همین ترتیب حس فرکانسی آن با صدای سَ، سُ متفاوت خواهد بود. حس فرکانسی یا طنین ایجاد شده در یک مجموعه­ی ترکیبی­اند همخوان و واکه به اصطلاح Virtual Pitch یا طنین واقعی" نامیده می­شود. اگر در حرفهای کسی که سرگرم گفتگو با شماست فقط به اصوات گفتارش توجه کنید چه خواهید شنید؟ جواب این است که زنجیره‌ای از طبقات صوتی جداگانه خواهید شنید که واج نام دارد. هر واج معرف طبقه‌ای از اصوات است که به لحاظ فیزیکی متفاوتند. اما به صورت صدای واحدی ادراک می‌شوند. آواهای یک زبان ( واکه یا صدادار و یا همخوان یا بی صدا ) واج نامیده می شود .

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

خدمات و بیمه سمعک

Cox ، Alexander ، Taylor  وGrey ( 1997) به دو مطالعه ای اشاره نمودند که گزارش می کرد بر اساس آزمون درجه بندی بلندی با استفاده از محرکات باریک باند ، خانم های با شنوایی هنجار ، بلندی مربوط به سطح معینی را بلندتر بیمه سمعک  از آقایان با شنوایی هنجار قضاوت نمودند .

در هردو مطالعه تفاوت بین توابع بلندی در حد 6dB بود . نیز در یک تحقیق اعلام نمودند که سطح راحت شنیداری ( MCL ) برای گفتار در آقایان با شنوایی هنجار در حد قابل ملاحظه ای ( 6dB ) بیشتر از خانم های با شنوایی هنجار بود .

بر طبق مطالعات به نظر می رسد که حداقل در اطراف MCL ، خانم ها ترجیح می دهند به صدای آرامتری نسبت به آقایان گوش دهند . اگرچه تمام یافته های تحقیقات ، حایز تفاوت های معنی دار آماری نیست اما این موضوع در روش NAL-NL2 درنظر گرفته شده است . بر اساس داده های تصویر 2 ، بهره کلی برای آقایان 1dB افزایش و برای خانم ها 1dB کاهش می یابد . ( نسبت به بهره کلی تجویزی که توسط NAL-NL2 تصحیح شده است ) ، این تنظیم بهره ، مستقل از فرکانس و سطح ورودی است .

 

تاثیر تجربه :

به طور میانگین ، کاربران جدید سمعک نسبت به کاربران با تجربه حدودا2.2 dB بهره کمتری را ترجیح می دهند . تفاوتی که بر اساس آزمون t معنی دار است ( t= 3.48 , p=0.0006 ) . با نگاه دقیق در تصویر 2 دیده می شود که  تجربه ، بیشترین تاثیر را در کم شنوایی متوسط دارد تا کم شنوایی ملایم .

نوع سمعک :  Siemens Music Pro ، یک سمعک دیجیتال ، دارای 3 حافظه ، دو کانال تراکمی و ولوم کنترل .در همه افراد هر سه حافظه تنظیم شد . در یک حافظه تجویز بر مبنای NAL-NL1 ، حافظه دوم : NAL-NL1 با Low Freq Cut ( 32 مورد ) ، حافظه سوم : NAL-NL1 با High Freq Cut . 1 ، 4 و 13 ماه بعد از فیتینگ ، کاربران جدید برای ثبت REIG برنامه ترجیحی شان و حالت ولوم کنترل برای شنیدن کلی در محیط به کلینیک مراجعه نمودند . در کاربران با تجربه پاسخ مطلوب فقط 1 ماه بعد از فیتینگ ثبت شده و به عنوان مرجع استفاده می شد . در این مطالعه ( Keidser et al . 2008b ) ، کاربران جدید سمعک در حد  2.7 dB بهره کمتری را نسبت به کاربران با تجربه ترجیح دادند که البته به لحاظ آماری معنی دار نبود .

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

سطح نسبی شدت ها اثر قابل توجهی بر پاسخ  DPOAE دارد و به صورت قراردادی سطح f1 ممکن است برابر یا بزرگتر از سطح f2 باشد . در کاهش f1 به f2 هیچ مزیتی وجود ندارد . زمان رفت و برگشت فرکانس تکرار شده است و داده ها میانگین هستند . از آن جایی که بسیاری اطلاعات جمع آوری شده اند ، عدم خلوص (مرکب بودن اصوات ) در مقدار کاهش خواهد یافت و معلوم می شود که داده ی DPOAE در بالای سطح نویز ثابت باقی می ماند . به طور معمول پروتکل ها برای آزمون بالینی DPOAEها استفاده می شوند (شکل 8 – 13 ) . یک محدوده ی وسیع از فرکانس های تحریکی به راحتی به راحتی DPOAEها تولید می کنند ، اگرچه که آن ها برای اندازه گیری قابل اطمینان زیر 1000 Hz (به دلیل سر و صدا ) بسیار مشکل هستند . برخلاف TEOAEها ، اندازه گیری DPOAE بستگی به تاخیر زمان  DPOAE برای تعیینش ندارد بنابراین تکنولوژی در فرکانس های بالاتر موثر است . با این حال ، سطوح بالاتر تحریک مورد نیاز برای نگه داشتن ضبط کوتاه زمان ها است زیرا هر باند فرکانس باید به صورت جداگانه اندازه گیری شود . این به این معنی است که DPOAEها که حساسیت کمتری به اختلالات جزئی دارند ، منجر به افت شنوایی 19 تا      20 db splمی شوند. DPOAEها به شما توانایی تشخیص (ارزیابی) فرکانس های بالا می دهد ولی compromise (تراکم) روی حساسیت برای به دست آوردن سرعت است . ترکیب TEOAE که توسط DPOAE پیروی می شود دیدگاه جامعی از وضعیت حلزون فراهم می کند که به تنهایی توسط تکنولوژی حاصل نمی شود (حساسیت بالا ، سرعت و کارآیی فرکانس بالا ) .

آیا گسیل های صوتی گوش ممکن است ؟ 

OAEها نه تنها در تجزیه و تحلیل درستی از گوش فرد ارزشمند هستند ، هم چنین می توانند برای ارزیابی فعل و انفعالات بین دو گوش برای مهار (سرکوب) OAE پس از ارائه محرک اضافی به هر دو گوش یا گوش همان سمت یا گوش سمت مقابل مورد استفاده قرار گیرد . تعدادی از مطالعات انجام شده بر روی انسان در واقع نحوه ی مهار SOAEها ، TEOAEها و DPOAEها را که توسط محرک های صدا طرف مقابل صوت می گیرد شرح می دهد . اثرات مهاری وابران در انسان ها هم منطبق با مهار گسیل های حلزونی و هم فعالیت عصب هشتم در حیوانات است . حرکات مکانیکی سلول های مویی خارجی کنترل شده هستند ، اگرچه که مسیرهای وابران شنوایی از طریق سیستم زیتونی حلزونی است . از آن جایی که الیاف وابران داخلی زیتونی ترجیحا بر روی سلول های مویی خارجی ختم می شوند ، غالبا به این صورت است که ویژگی های پویای سلول های مویی خارجی حداقل توسط سیستم وابران داخلی نزولی تنظیم شده هستند. ( فصل 12 را ببیند ) . مهار وابران TEOAEها در واقع با کاهش در دامنه انتشار و یا تغییر زمان و یا تغییر فاز مشخص می شوند . مطالعات صورت گرفته بر روی حیوانات نشان می دهد که تحریک مستقیم وابران های داخلی ( از طریق جریان های الکتریکی دو قطبی ) باعث کاهش 20 تا 66 درصد در DPOAEها (2f1 – f2) می شود . تزریق حلزون مستقیم استیل کولین (همراه با مهارکننده های استیل کولین eserine) اثرات تحریک مستقیم وابران داخلی را که توسط تولید کوچک ولی کاهش های قابل توجهی در 2f1 – f2  DPOAE تقلید می کند . مهار 4 تا 6 db صدای فعال سمت مقابل DPOAE نقض کننده (surgical) الیاف وابران داخلی است که با میانه های ساقه ی مغز تقاطع می کنند . چنین آزمایشاتی بر این نظریه دلالت دارند که سلول های مویی خارجی پویا، تولید کننده ، عوامل مکانیکی مسئول برای تولید غیر خطی هایی (مثل DPOAEs) در داخل حلزون هستند .

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

انواع سمعک نامرئی

این جفت الکترودهای همان سویی و دگرسویی، آرایش های موربی را شکل می دهند (در شکل 8-6 نشان داده شده بود) که دو ضلع یک مثلث را شبیه سازی می کنند، قاعدۀ این مثلث آرایش الکترودی افقی است. فرآیند تفاضل، دخالت الکترودها را که در آرایش مورب، مشارکت دارند، حذف می کند (ورتکس یا پیشانی) و الکترودهای همسو و ناهمسو را از هر آرایش به عنوان الکترود inverting و non inverting  نگاه می دارد. این فرآیند را می توان به صورت ؟؟ اینگونه نشان داد:

 (F2 + Ai ) – (F2 + Ac) = Ai - Ac

Ac , Ai = الکترودهای همان سویی و دگرسویی هستند.

شاهد اینکه تفاضل موج حاصل از آرایش الکترودی دگرسویی از همان سویی، معادل موج حاصل از آرایش الکترودی افقی است در شکل 11-6 نمایش داده شده است. به این ترتیب، امواج واقعی و اشتقاقی در افراد، سالم و در بیماران با پاتولوژی CNS (صدمه به سر) مشابه هم هستند. یک فرآیند تفاضلی دیگر، که این بار عبارت است از تفاضل امواج حاصل از آرایش افقی واقعی از امواج واقعی اشتقاقی، (یا برعکس)، یک خط صاف ایجاد می کند.

این امر، برابر بودن دو شکل موج را تایید می کند. کاربرد عملی این مشاهده این است که اختصاص یک کانال دستگاه AER به ثبت آرایش افقی، در صورتیکه سیستم ارزیابی AEP، توانایی تفاضل دیجیتالی امواج را داشته باشد و نیز آرایش های الکترودی همان سویی و دگرسویی مورد استفاده قرار گرفته باشند، ضرورتی نخواهد داشت.

 

کاربرد روش های چند الکترودی در ثبت ABR:

از کدام آرایش الکترودی می بایست استفاده کرد؟ اغلب آرایش مرسوم به صورت انحصاری مورد اعتماد است. شاید به این دلیل قابل درک که کلینیسین ها، نسبت به دور شدن از روش ثبت ABR که پاسخ های کافی را برای بسیاری از بیماران در اختیار می گذارد، مقاومت می کنند. این استدلال خوبی برای استفاده از آرایش الکترودی مرسوم است اگر ABR تنها با یک کانال ثبت شود. اجزاء اصلی معمولاً مشاهده می شوند، و امواج زودرس مهم از نظر کلینیکی (بخصوص موج I)، افزایش می یابند انواع سمعک و علت هم ارتباط فازی برعکس بین الکترودهای non inverting , inverting است. از آنجا که بسیاری از دستگاهها ظرفیت دو کاناله دارند، ثبت روتین و همزمان ABR با دو کانال امروزه از نظر کلینیکی امکان پذیر است و به نظر می رسد که ارزشمند نیز هست.

کدام دو کانال می بایست به صورت روتین در ثبت ABR به کار گرفته شوند؟ بعضی محققین می گویند که آرایش الکترودی مرسوم بعلاوۀ آرایش الکترودی ورتکس (پیشانی) به غیر جمجمه ای دیگران، بیان می کنند که یک کانال به ثبت ورتکس به غیر جمجمه ای و کانال دوم به آرایش افقی، اختصاص داده شود. یک پروتکل ثبت همان سویی در مقابل دگرسویی نیز برای تسهیل تعیین موج I توصیه شده است. یک مزیت اضافه شده برای این دو روش ثبت اخیر، احتمال اشتقاق یک شکل موج افقی، با تفاضل موج دگرسویی از همان سویی است.

 

  • متخصص شنوایی سنجی
  • ۰
  • ۰

به صورت متوسط، در سطوح شدتی بالا، دامنة موج V، 0.05 میکروولت و دامنة موج I، از 0.25 تا 0.35 میکروولت است، و نسبت دامنة V:I 1.50 ایجاد می‌کند. در سطوح شدتی پایین سیگنال، زمان نهفتگی موج I در حدود 3.5 تا 4 میلی‌ثانیه است (در مقابل زمان نهفتگی موج V از 7.5 تا 8 میلی‌ثانیه) به نظر می‌رسد که فاصله زمان نهفتگی بین I تا V، معادل 4 میلی‌ثانیه‌ای در گسترة سطوح شدتی تحریک برای افراد طبیعی، ثابت نگه داشته می‌شود. در حالیکه گاهی اینطور هست اما همواره افزایش در زمان نهفتگی با کاهش در شدت ممکن است به دقت و به صورت موازی بین موج I و موج V دیده نشود. (یا به طور کلی در بین امواج)

یک تغییر زمان نهفتگی بیشتر (افزایش)، توام با کاهش شدت ممکن است در موج I نسبت به موج V در افراد نرمال بزرگسال اتفاق بیفتد که منجر به کوتاه شدن فاصلة بین I و V، در حدود 0.20 میلی‌ثانیه یا حتی بیشتر در سطوح شدتی پایین‌تر می‌شود.

فاصلة شدت – زمان نهفتگی بین امواج که یک یافتة پر اهمیت است، ممکن است متاثر از عوامل فردی نظیر سن (در کودکان)، عوامل مربوط به تحریک (غیر از شدت)، شکل ادیوگرام و البته اختلالات ورای حلزونی و ساقة مغز باشد.

دامنة ABR حتی برای موج V در سطوح خیلی بالای شدتی، بندرت از 1.0 میکروولت فراتر می‌رود. توام با کاهش سطح شدت، دامنة همة امواج، به صورت پیوسته‌ای کاهش می‌یابد. این منحنی همانند «زمان نهفتگی» معمولاً خطی نیست، اگرچه برخی محققین یک رابطه خطی را گزارش کرده‌اند. علاوه بر این، تغییرات دامنة وابستة به شدت، مشخصاً از تغییرات «زمان نهفتگی» در افراد در همة رده‌های سنی، تغییر پذیری بیشتری دارند.

تعاملات شناخته شده‌ای بین شدت محرک، نرخ تکرار، دیرش، و فرکانس، وجود دارند. سمعک زیمنس آلمان نکات پیش گفته، اغلب به تاثیر شدت بر زمان نهفتگی و دامنة سیگنال‌های کلیک در ABR پرداخته‌اند. Gorga و همکارانش (1988)، عملکردهای شدت – زمان نهفتگی را برای محرکهای تن‌برست از فرکانس 250 هرتز تا 8000 هرتز توصیف کردند (Cosine2 gating functions) داده‌ها متعلق به 20 فرد با شنوایی نرمال بود. زمان نهفتگی برای فرکانسهای بالاکوتاه‌تر بود. همچنین بوضوح، با افزایش شدت تحریک، زمان نهفتگی در همة فرکانسها کاهش می‌یافت. تغییر پذیری بین فردی برای فرکانسهای پایین‌تر بیشتر از فرکانسهای بالاتر بود. به نظر می‌رسید که شیب شدت – زمان نهفتگی برای فرکانسهای پائین‌تر، تندتر بود. بنابراین، کاهش در زمان نهفتگی در ازای شدت، برای فرکانسهای پایین بیشتر از فرکانس‌های بالا بود.

Gorga و همکارانش، (1988) پیشنهاد کردند که این همگرایی در عملکرد در بین فرکانسهای مورد آزمون در بالاترین سطوح شدتی برای محرکهایی با فرکانس کم، مربوط به گسترش فعالیت به سوی مناطق فرکانس بالا است.

  • متخصص شنوایی سنجی